خرید بک لینک

درباره سایت

ERFAN HASHEMI

امکانات وب

-->-->-->-->-->-->-->
صداÙx8aاب -->-->-->-->-->-->

پسر به دخترگفت : دوستم داری ؟! اشک ازچشمای دختر جاری شد.

می خواست بره که پسر دستشو گرفت و اشکاشو پاک کرد و گفت :

اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم اینه که من دوستت دارم و طاقت

دیدن اشکاتو ندارم دختر سرشو پایین انداخت و گفت : میدونی چیه ؟

من دوستت ندارم ! من ... من بدجوری عاشقت شدم .

پسردستای دخترو رها کرد و باقیافه ای غمگین از دختر جدا شد .

دختر فریاد زد : مگه دوستم نداری ؟؟ چرا داری میری ؟

پسر جواب داد : چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم

دخترگفت : فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنها باشه

توی دنیا نمی مونه !!! تو که دوست نداری من بمیرم هان ؟؟؟

پسرگفت : آنقدر دوستت دارم که نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی !

چون میگن عشق یه جورگناهه . دختر : اماعشقم پا که !

پسر فریاد زد : عشق پاک دیگه هیچ جای دنیا پیدا نمیشه و

دختر و برای همیشه تنها گذاشت .

برچسب: نویسنده: عرفان هاشمی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1391 ساعت: 1:15

صفحه بندی