











Ik Hou van jou Jazzi







با یاد روز آشنایی همراه اندوه نگاهت رفتم که دیگر برنگردم دیگر نمی مانم به راهت من شعله ای خاموش و سردم رفتم که دیگر بر نگردم رفتم دگر بدرود بدرود پایان گرفت افسانه ما چون قایقی در دست طوفان ما عشقمان گم شد به دریا رفتم دگر بدردود بدرود از من چه دیدی من چه کردم از من گذشتی بی تو من هم رفتم که دیگر بر نگردم کی می توان برگشت افسوس پشت سرم پلها شکسته یاد تو همچون سایه با من هر جا که رفتم همسفر بود تو بی من و یاد تو با من عشق تو دیگر بی ثمر بود من قصه اندوه و دردم رفتم که دیگر بر نگردم من شعله ای خاموش و سردم رفتم که دیگر بر نگردم
من قصه اندوه و دردم رفتم که دیگر برنگردم
اکنون چو پاییز نگاهت غمگینم و تنها و خسته



دلم میخواد بازم تو رو یه شب تو خواب میدمت
مثل گلهای نیلوفر از روی آب میچیدمت
بازم میشد با هم دیگه کناره دریا بشینیم
یا بپریم به آسمون آبی عشق رو ببینیم
دلم میخواست با همدیگه تنهایی رو قال بزاریم
دل بکنیم از این قفس برای هم بال بزاریم
سر بزاریم رو دوشه هم برای هم گریه کنیم
با همه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم
یه پل رو آبا بزنیم دورنگی رو دور بزنیم
تو مرکزه عاشق شدن نقطه پرگار بزنیم
بگیم به هم ازدلو جون من می مونم تو هم بمون
نریم سراغ دیگرون پا نزاریم رو عهدمون
اگه یکی مون بمیره اون یکی یاری نگیره
عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسیره
یعنی اینهاهام تو چاه ونفرت بمیرن
کاشکی میشد ک خیالیه فقط یه قابه خالیه
داشتنه تو برای من آرزوی محالیه
کاشکی میشد که رویاهام رنگ حقیقت بگیرن
تمام دردو غصه ه تا ابد منو تو ماله هم باشیم
برای پرواز از قفس پرای بال هم باشیم
دلم میخواد بازم تو رو یه شب تو خواب میدیدمت ...

...........::::::::::::..................................................::::::::::::..........

..:: قناری همیشه عاشق ::..
برچسب:
نویسنده: عرفان هاشمی